"آنها که میدانند چیزی نمیگویند؛ آنها که میگویند، چیزی نمیدانند. وقتی استاد وارد شد، از او پرسیدند که این جمله یعنی چه. استاد گفت، کدامیک از شما بوی گل رز را میشناسید؟ همه آنها میدانستند. سپس گفت، آنها را با کلمات بیان کنید. همه آنها ساکت بودند." آنتونی دو مِلو (Anthony de Mello)
برچسب:
نویسنده: amini-saleh
غرور تو
به اندازه ی خجالت من مقصر است
کاش رنگ سیاه غرور را باور می کردیم
کاش غرور اینقدر احمق نبود ...
اونقدر از خودم شناخت دارم
که حداقل تو این چیزا اصلا آدم مغروری نیستم
مطمئنا اگر کسی برام مهم باشه تو چشماش نگاه میکنم و میگم
بگذریم از یه غرور لعنتی که .... همیشه باهام بوده
عزت نفس رو ترجیح میدم
اگر این دختر یا پسر( یاد جدایی نادر از سیمین افتادم) عزت نفس داشتن
بر میگشتن و حرف دلشون رو میزدن ... اون وقت اگر طرف مقابل باز با غروربرخورد میکرد
میشد از عزت نفس استفاده کرد و رفت ...
پس عزت نفس آری ... غرور هرگز!

برچسب:
نویسنده: amini-saleh
یادش به خیر
دورانی داشتیم با این تبلیغ ...
من هنوزم این جمله رو در مورد موارد مختلف به کار میبرم ...
راستی من امروز نون خوردم دلتون بسوزه ...
فکرشو کنید
چند وقت دیگه سنگک براتون نوستالژی بشه
بربری ...
لواش ...
پیش خودتون بگید قربون اون سنگای ریزت بشم
چه دورانی داشتیم با سنگک و تخم مرغ آخ آخ آخ
برچسب:
نویسنده: amini-saleh
داشتم به این فکر میکردم یه روز مهم که همه از تکنولوژی استفاده میکنن
رو به عنوان روز بدون تکنولوژی انتخاب کنیم
و تو اون روز از تکنولوژی استفاده نکنیم!
مثلا پیاده بریم
رادیو خاموش
تی وی خاموش
موبایل که دیگه خاموش خاموش!
کامپیوتر خاموش!
هر کی از همراهان موافقه تو این طرح شرکت کنه اعلام آمادگی کنه
تا با تفکر یه روز رو انتخاب کنیم ...
اون روز آرومی باید باشه
میشه توش کلی متن نوشت و آواز خوند و رقصید ...
برچسب:
نویسنده: amini-saleh
در زمانهای نه چندان دور
بیتا خانوم زیاد از واژه ی بسی استفاده می کردن
فکر کنید الان بیتا خانوم میخواد عکسی که در ادامه میاد رو تشریح کنه!
چه شود ...

برچسب:
نویسنده: amini-saleh
ilia: i say to you .... so
he sorry! .... she was more rich than you
he sorry! .... she was more beautiful than you
he sorry! .... she was more than you
then dont worry about that
:)

برچسب:
نویسنده: amini-saleh
اسلاید شو ارسالی از خانوم دکتر تنها
اسلاید آخر عالیه ...
برچسب:
نویسنده: amini-saleh
یعنی عاشق اون پسره لباس بنفشم
آخ که چی بود این از جلو نظام
انگار بردنمون تو پادگان
یه چیزایی هم میگفتیم
که الان دیگه نباید بگیم!
شعار های نوشته شده رو دیوار مدرسه هم باحال بودن
نظافت نیمی از ایمان است ...
خیلی کم رفیقام میان انباری (اتاقم) ولی اگر بیان براشون مطمئنا تخم مرغ درست نمیکنم!


برچسب:
نویسنده: amini-saleh
شعر تکون دهنده ایه ...
آدمو به فکر فرو می بره
گاهی اوقات خیلیا خرمون می کنن
مثل اینکه زیادم بد نیست ...
برچسب:
نویسنده: amini-saleh
باور کن زندگی زیباست
یه مشت آدم پوچ و ناامیدن همش دارن
بد میگن در مورد دنیا
دنیا خیلی قشنگه
آسمون آبیه
دشت پر گل
مردم همه با هم مهربون
آدم دلش میخواد نفسشو پر کنه از هوا و فریاد بزنه
زنده باد زندگی!
گریه فوتوشاپه
درد تصورe
دلتنگی اوهامه .... باور کن!


برچسب:
نویسنده: amini-saleh
خیلی مراقب باشین ...
رسانه ها می تونن
وقایع رو کاملا برعکس نشون بدن!

برچسب:
نویسنده: amini-saleh
"درد را بپذیرید، لذات را گرامی بدارید و پشیمانیها را حلوفصل کنید؛ بعد این بهترین دعایی است که میتوانید بکنید: اگر دوباره متولد میشدم، باز همینگونه زندگی میکردم." جوآن مکینتاش (Joan McIntosh)
برچسب:
نویسنده: amini-saleh
اومدم یه پست بذارم دلم میخواست یه چیزی بنویسم اما این قدر احساسات مختلف همه باهم در وجودم به جریان افتاده که نمیدونم چکار کنم. ترس. دلواپسی. استرس. خوشحالی. دلشوره و نگرانی. یکی کمتره یکی بیشتر و هرکدومشون یه علتی داره و من فقط سعی میکنم همه ی اونا رو طوری کنترل کنم که هیچکس چیزی از حال و احوالم متوجه نشه. نتیجش هم شده بدخوابی و استرس بیشتر.
باخودم فکر میکنم چطوری با اتفاقی که چندساله منتظرش هستم و حالا دارم بهش نزدیک میشم کنار بیام.
خدایا شکرت بخاطر دلخوشی های که به هیچکسی جز من ندادیشون
برچسب:
نویسنده: amini-saleh
غروب می کنی
یکی از همین روزها به سادگی سکوت شب
غروب می کنی
صدایت کمرنگ می شود
نگاهت رقیق
آنچه غروبت را زیبا می کند
فکر طلوع دوباره ات ...
با هم غروب می کنیم
تصویر گرفته شده توسط "دختری در این حوالی"

برچسب:
نویسنده: amini-saleh
نمیدونم ...
برای خودم جالبه
اینکه وقتی با مادرم بحث می کنم
البته ایشون یه بحث کهنه رو مطرح می کنن و سعی می کنن با تهدید های مادرانه
بحث رو به جایی برسونن ...
من در جوابش فقط یه ترانه رو می خونم گاهی شادمهر ، گاهی مازیار فلاحی ، گاهی ...
جالبیش اینجاست اغلب جواب میده و آروم میشه
ترانه گوش کردن زیاد هم گاهی به درد می خوره
البته آهنگهایی که من گوش میدم حس و حال خودشو داره ...
مثل این ...
دیگه عاشق شدن ناز کشیدن
فایده نداره ندارهفایده نداره نداره
خواننده : کوروس سرهنگ زاده
برچسب:
نویسنده: amini-saleh
امروز داشتم به مدت زمان صحبتم با گوشیم نگاه می کردم
نتیجه جالب بود
مدت زمانی که من شماره ی کسی رو گرفتم و صحبت کردم : 8 ساعت
مدت زمانی که شماره ی منو گرفتن و باهام تماس گرفتن : 36 ساعت
دوست داشتین مدت زمان گوشیه خودتون رو بگید
نتایج باید جالب باشه ...
برچسب:
نویسنده: amini-saleh
خداییش آدم دلش نمیاد این متنارو سانسور کنه
ای وای از اونایی که مطلب مینویسن
آدمو نابود میکنن...
"اینایی که تو تاکسی خودشونو میچسبونن به در که دختر کنارشون معذب نشه
اینا که تو خیابون وقتی میبینن یه دختر با نامزدش داره راه میره سرشونو میندازن پایین
اینا که میدونن اخلاقشون خیلی بده و با هیشکی سازگار نیس و دیگه با کسی دوس نمیشن
اینا که یه دایره فقط واسه تنهایی خودشون درست کردن
اینا که تا یه مناسبتی میشه گوشی رو برمیدار تبریک بگن ولی کسی رو پیدا نمیکنن
اینا که میرن زیر دوش آب بغضشون میترکه و گریه میکنن
اینا که از هر دهن خوندن و هر دقیقه تنهاییشون بیشترین لذت رو میبرن
ای وای، ای وای، ای وای از اون ای وای های شهاب حسینی تو درباره الی
اخ اخ اخ اینا، اینا، اینا، اینا...
تورو خدا هواشونو داشته باشید
بغضشون که بترکه خوبه ولی یه سری ها هستن یه درجه از اینا جلوترن اونا بغضشونم دیگه نمیترکه بغضشون خشکیده دم گلوشون و راه نفسشونو بسته همونا! وای وای وای
...
یه آدمایی هستن که همیشه با حوصله جواب اس ام اساتو میدن...
هروقت ازشون بپرسی چطوری؟ میگن خوبم..
وقتی میبینن یه گنجشک داره رو زمین دنبال غذا میگرده,
راهشون رو کج میکنن از یه طرف دیگه میرن که اون نپره...
...
همینایی که تو سرما اگه یخ هم بزنن، دستتو ول نمیکنن بزارن تو جیبشون...
....
اونایی که تو تلفن یهویی ساکت میشن
اینایی که همیشه میخندن
اینایی که تو چله زمستون پیشنهاد بستنی خوردن میدن
همونایین که براتون حاضرن هرکاری بکنن
اینا فرشتن ...
تو رو خدا اگه باهاشون میرید تو رابطه، اذیتشون نکنین ...
تنهاشونم نزارین؛ داغون میشن ..."
منبع ایمیل
برچسب:
نویسنده: amini-saleh
fall امروز من:
اکنون که ماه به نشانه شما بازگشته است احساسات شما نیز شدیدتر شدهاند(ها؟! یعنی از اینم شدیدتر ... منکه دارم خفه میشم از این همه احساس). حتی اگر اینگونه به نظر برسد که شما قبلاً تصمیم قطعی گرفته اید، اما گذشته از این امروز شما بیشتر مورد بخشایش قرار میگیرید( تصمیم چی ... تصمیم قطعی خیلی گرفتم کدومش؟ خدا کنه ببخشنمون شاید اوضاع بهتر بشه). حتی اگر شما از انتخابهای دیگران ناراضی هستید، بهشان اجازه بدهید تا برای توجیه کردن عملکردهایشان شانسشان را امتحان کنند( ای بابا دیگران هرکاری دلشون بخواد میکنن ولی خب باشه بهتون شانس میدم تا امتحانش کنید ... کسی به ما شانس نداد). توانایی شما در قبول کردن دیدگاههای افراد دیگر باعث شادی بیشتر شما در دراز مدت میشود( اوهوم ... حالا این دراز مدت که گفتی چقدر هست؟ اینقدرا برنامه ندارم یکم زودترش کن).
برچسب:
نویسنده: amini-saleh
تصاویر ارسالی از "دختری در همین حوالی"
اینجور مطلب فرستادن دردسرای خودشو داره
ممنون که این زحمت رو میکشن و بقیه رو در حسشون شریک می کنن
نوع چهارمی هم از پدرا هست البته :
...





برچسب:
نویسنده: amini-saleh
قدیما میگفتن میخواید عروس انتخاب کنید
بزارید دختره بره حموم بعد از حموم نگاهش کنید!
یه کارشناس!!! بود میگفت به داداشتون بگید با دوماد بره حموم عمومی ببینه آقای
دوماد عیب و ایرادی داره یا نه!!!
زیبایی باید طبیعی باشه
کیو میخوایم گول بزنیم؟
میگن همیشه خودتون رو دو سه درجه بدتر از اونی که هستید نشون بدید
تا بیخودی انتظار بالا نره ...
این پست ارتباطی با پست قبلی نداشت "است."

برچسب:
نویسنده: amini-saleh
من نمیدونم چه اصراریه مفاهیم به این زیبایی و
ارزشمندی رو بیایم با این چیزا قاطی کنیم
یبار حجاب رو میارن با شکلات نشون میدن
یبار با شیرینی
حالا هم با برچسب انرژی!
یادمه یبار تو کتاب بینش دبیرستان
نوشته بود در حرکتهای نماز نوعی حرکات ورزشی نهفته است!
یعنی شما فکر کن طرف چطور میخواد مارو به این امور جلب کنه
مرد حسابی این عکس الان چی میخواد بگه؟
خانوم بی حجابها بیشتر انرژی مصرف میکنن؟!
خرجشون بیشتره؟!
یعنی فقط جنبه ی مالیش مهمه؟
کاش متوجه بودیم با همین حرفا ریشه و اصل یه مطلب رو منحرف میکنیم
به سمتهایی که کمترین اهمیت رو دارن ....
به امید رهایی از جهل

برچسب:
نویسنده: amini-saleh
داستان ارسالی از فاطمه خانوم
ایلیا : جالب بود خیلی خوشم اومد
گل سرخی روز و شب خواب زنبورها را می دید ، اما هیچ زنبوری بر گلبرگ هایش نمی نشست.
اما گل به رویایش ادامه داد. در شب های دراز ، آسمانی پر از زنبور را تصور می کرد که بر او فرود می آمدند تا ببوسندش . با این کار ، می توانست تا روز بعد دوام آورد و بار دیگر گلبرگ هایش را به روی خورشید بگشاید.
شبی ، ماه که از تنهایی گل سرخ آگاه بود ، پرسید : " از انتظار خسته نشده ای؟"
" شاید . اما باید به تلاشم ادامه بدهم."
" چرا ؟"
" اگر گلبرگ هایم را باز نکنم ، می پژمرم ."
گاهی ، وقتی به نظر می رسد که تنهایی تمام زیبایی ها را له می کند ، تنها راه برای مقاومت ، گشوده ماندن است..
"
پائولو کوئیلو
برچسب:
نویسنده: amini-saleh
یه مطلب جالب
منکه پی به این توانایی خودم بردم الان تو پوست خودم نیستم

برچسب:
نویسنده: amini-saleh
علمی بودن این مطلب رو نمی تونم اثبات کنم
ولی شاید دونستنش بد نباشه
البته خانوم دکتر تنها صاحب نظرن در این ارتباط
توصیه های یک پروفسور چینی:
متحیر کننده است. توصیه های بسیارخوبی هستند . چند دقیقه صرف مطالعه آن بکنید هرگز تصور نمی کنید که ممکن استزندگی یک نفر بستگی به شما داشته باشد.
پدر من بر اثر سکته فلج شد و سپس مرد. کاشمن چیزی در باره این نوع کمک های اولیه می دانستم . هنگامی که حمله صورت میگیرد مویرگها به تدریج در مغز پاره می شوند.
هنگامی که سکته اتفاق می افتد، آرامش خودرا حفظ کنید. مهم نیست قربانی کجاست . او را حرکت ندهید چون مویرگهایش پاره خواهندشد. برای جلوگیری از سقوط قربانی ، کمکش کنید تا بنشیند
1- سوزن یاسنجاق را روی آتش استریل کنید بعد با آن سر هر 10 انگشت مریض را خراشدهید.
2- این طب سوزنینیست فقط یک خراش یک میلی متری است روی سر انگشتان.
3- خراش بدهید تاخون خارج شود.
4- اگر خون خارجنشد، با انگشت خودتان سر انگشت مریض را فشار دهید.
5- وقتی ازهر 10 انگشت خون خارج شد چند دقیقه صبر کنید تا بیمار هشیاری خود را باز یابد.
6- اگر دهانقربانی کج شد لاله گوشهایش را آنقدر بکشید تا سرخ شوند.
7- بعد هر لالهگوش را دو بار بخراشید تا از هر کدام دو قطره خون خارج شود.
برچسب:
نویسنده: amini-saleh
داستان ارسالی از مژده خانوم
ایلیا : البته قبلا خودم درجش کرده بودم نتیجه ی اخلاقیشم از خودم زده بودم ...
جالب بود دوباره دیدمش
یارو نشسته بوده پشت بنز آخرین سیستم، داشته صد و هشتاد تا تو اتوبان میرفته، یهو میبینه یک موتور گازی ازش جلو زد! خیلی شاکی میشه، پا رو میگذاره رو گاز، با سرعت دویست از بغل موتوره رد میشه. یک مدت واسه خودش خوش و خرم میره، یهو میبینه موتور گازیه غیییییژ ازش جلو زد!
دیگه پاک قاط میزنه، پا رو تا ته میگذاره رو گاز، با دویست و چهل تا از موتوره جلو میزنه. همینجور داشته با آخرین سرعت میرفته، باز یهو میبینه، موتور گازیه مثل تیر از بغلش رد شد!
طرف کم میاره، راهنما میزنه کنار به موتوریه هم علامت میده بزنه کنار. خلاصه دوتایی وامیستن کنار اتوبان، یارو پیاده میشه، میره جلو موتوریه، میگه: آقا تو خدایی! من مخلصتم، فقط بگو چطور با این موتور گازی کل مارو خوابوندی؟! موتوریه با رنگ پریده، نفس زنان میگه: والله ... داداش... خدا پدرت رو بیامرزه واستادی... آخه ... کش شلوارم گیر کرده به آینه بغلت ...
نتیجه اخلاقی : اگه می بینید بعضی ها در کمال بی استعدادی پیشرفت های قابل ملاحظه ایی دارند ببینید کش شلوارشان به کجای یک مدیر گیر کرده
برچسب:
نویسنده: amini-saleh
محبت مخصوص یه سری آدم خاص نیست ...
برچسب:
نویسنده: amini-saleh
زندگی اولین هدیه است، عشق دومی و درک سومین."
مارج پیرسی (Marge Piercy)
برچسب:
نویسنده: amini-saleh
برچسب:
نویسنده: amini-saleh
برچسب:
نویسنده: amini-saleh
برچسب:
نویسنده: amini-saleh